﻿<div class="longcol scroll round">
<center><img src="content/{i}.acc/shahid_nazar_fakhari.jpg" /></center>
<p>مهدی نظر فخاری ، قائم مقام فرمانده لجستیک لشگر 17 علی ابن ابی طالب(ع) (سپاه 
پاسداران انقلاب اسلامی)، سال 1338 در ساوه و در خانواده‌ای مذهبی، متولد شد در 
دامان عشق به حقیقت و ارادت به اهل بیت (ع) پرورش یافت.<br>
پس از تکمیل تحصیلات خویش تا سطح متوسطه، به تهران آمد و در رشته ریاضی، موفق به 
اخذ مدرک فوق دیپلم گردید. ابتدای جوانی او با اوایل انقلاب مصادف بود، او با سیل 
خروشان مبارزات مردمی، همراه شد و به فعالیت‌های مختلفی از جمله همکاری با روحانیت 
معظم- دور از چشم ساواک - وشرکت در تظاهرات‌های مختلف در سطح شهر، دست زد.<br>
با شهامتی که در خود یافته بود. به کارهایی دست می زد که منحصر به خود بود!‌ در 
زمان تظاهراتهای مردمی در صف شعار دهندگان بود و در زیر باران آتش و گلوله ماموران 
رژیم شاه با شهامتی تمام، پیکر شهیدان مبارزه را بدوش می‌کشید و نمی‌گذاشت در معرکه 
باقی بمانند.<br>
در اوایل پیروزی انقلاب، احساس کرده بود که فعالیت سوداگران مرگ،‌ بیشتر شده است، 
بنابراین احساس تکلیف نمود و گام‌های بسیار مفیدی در مبارزه با آنان برداشت. حتی 
یکبار به تنهایی با چند نفر از آنها برخورد کرده و آنان را دستگیر نموده بود.<br>
او هرجا که احساس تکلیف می کرد ، لحظه ای تامل نمی نمود و به ادای آن می پرداخت؛ در 
زمان بنی صدر، تلاش متعهدانه ای در انتخاب دعوت از سخنرانان مختلف برای آگاه کردن 
مردم انقلابی، به خرج می داد و از کسانی چون شهید آیت برای سخنرانی قبل از برنامه 
نماز جمعه شهر، دعوت می‌نمود.</p>
<p>با شروع انقلاب، با تیزبینی خاصی که داشت، در حفظ پیروزی بدست آمده و پاسداری از 
خون‌های ریخته شده سعی بسیاری نموده و در این راه تلاشی مستمر را در کمیته انقلاب 
اسلامی و پس از آن در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز کرد.<br>
اندیشه تعلیم و تربیت و پرورش نسل نوپای انقلاب او را به سمت خدمت در آموزش و پرورش 
سوق داد؛‌ پس از چندی، با لیاقتی که داشت و از خود بروز داد ، به ریاست آموزش و 
پرورش نوبران منصوب شد.<br>
مسوولیت برای او در حکم امتحانی بود که می بایست از آن، سرفراز بیرون آید. خاطراتی 
که از زمان ریاست او مانده، گواه این مطلب است که حاجی دل به این چنین مسوولیت‌هایی 
نبسته بوده و سعی در این داشته که به هر نحو، رضای خدای تعالی - و نه چیز دیگر را، 
در عمل به تکلیف، برای خود فراهم کند.<br>
هرم آتش جنگ و دغدغه دفاع از ارزشهای الهی و میهنی نگذاشت که حاجی در دایره مکان و 
زمان، قراری داشته باشد، بنابراین سنگر دفاع از ارزش‌ها را جایگزین سنگر تعلیم و 
تربیت و تربیت نمود. و لحظه‌ای نیز در این امر، تردید نکرد؛ با آن که بارها از سوی 
اداره آموزش و پرورش، درخواست بازگشت او به محل کار آمده بود و ... اما او گمشده‌ي 
خویش را در صحرای طلب و در بیابان‌های جبهه، یافته بود و لحظه‌ای چشم از یافتن آن، 
برنگرفت تا او را در لابلای آتش و خون و خاکستر یافت.<br>
کلام نورانی « النظافه من الایمان » را سرلوحه کار خود را قرارداده بود، حتی در 
مناطق جنگی که امکان تمیز و پاکیزه‌ي محض نبود، او بسیار نظیف و آراسته ظاهر می شد.<br>
هنگامی که نیروهایش را به مریوان برده بود، مقر نظامی را اندکی نامنظم و آشفته دیده 
بود؛‌ بنابراین اولین کار او هماهنگ کردن نیروها برای تمیز کردن، رنگ کردن و آراستن 
آن محیط بود؛‌ تا حالت سربازخانه نیروهای اسلام را پیدا کند.<br>
نیروهای تحت امر او، بارها دیده بودند که دور از چشم همگان، به نظافت » پرداخته و 
اطراف چادرها وکانیکس‌ها را مرتب وتمیز می نماید، دقت او در امر نظافت از او یک 
الگوی تمام عیار ساخته بود.<br>
امانتدار بیت المال در جبهه ها بود. با مسوولیتی که در لشکر داشت، خود را حافظ 
اموال و مقسم آن درمیان نیروها می‌دانست و در این راه، عدل عدالتگر حقیقی، علی (ع) 
را سرمشق خود قرار داده بود، در این راه از همه چیز خود می گذشت، از دوستی، تعارفات 
معمول، تسامح در امور بیت المال و ... با هیچ کس رو دربایستی و تعارف نداشت در 
تقسیم بیت المال، بر همه و از همه بیشتر، برخود بسیار سخت می گرفت؛‌ تا مطمئن نمی‌شد 
که امکانات بیت المال در میان همه بدرستی تقسیم نشده از آن استفاده نمی نمود. این 
رفتار مایه تعجب بسیاری از دوستان او شده بود و از سوی دیگر، مایه اطمینان خاطر 
مسوولین لشکر:</p>
<p>با توجه به بافت تشکیلات پشتیبانی، لازم بود فردی در این مرکز، مسوولیت داشته 
باشد که از یک سو به نیازهای رزمندگان، شناخت کافی داشته باشد و از سوی دیگر به 
ظواهر دنیوی، بستگی و تعلق نداشته باشد.<br>
انتخاب شهید بزرگوار نظر فخاری در این مجموعه ، برای مسوولین لشکر، مایه اطمینان 
خاطر بود و امور پشتیبانی، تضمین شده به حساب می آمد؛‌ چرا که تمامی این ویژگی ها 
بصورت بارز در رو حیات او وجود داشت .<br>
با آن که شهید نظر فخاری خود مسوولیت بزرگی در جنگ داشت و از نفوذ خویش می توانست 
استفاده شایان توجهی به نفع خود ببرد، با این حال هرگز هوای نفس و خواهش دل را بر 
هیچیک از امور جنگ در جبهه، دخالت نمی داد. به عبارت دیگر می توان گفت که در امر 
جنگ و مبارزه ، ‌تسلیم محض بود و هر چه فرماندهان صلاح می دانستند، عمل می کرد.<br>
در گرما گرم حملات و عملیاتهای مختلف رزمندگان در منطقه جنوب، در آن لحظاتی که شوق 
حمله به بعثیان در وجود رزمندگان شعله ور بود در برابر صلاحدید فرماندهان تسلیم شد 
و نیروهای خود را به سمت غرب، سوق داد!<br>
او می گفت: ما به جنگ آمده ایم، نه آتش بازی،‌ هر کجا که مسوولین تشخیص دهند، ما 
آماده ایم، جنگ برای ما یک وظیفه شرعی است، آنهم در هر مسوولیتی و در هر مکانی که 
باشد. اگر ادای وظیفه در جنوب باید باشد، بسم الله ! اگر در غرب است ،ْاگر در 
مریوان، آماده ایم. اطاعت از فرماندهی جنگ، این قدرت را به آنها می دهد که برنامه 
ریزی منسجم و حساب شده ای داشته باشند.<br>
آنگاه که عازم حج بود بنا به تشخیص مسوولان، مبنی بر این که ماندن در جبهه لازم تر 
و ارجح است، دل از سفر حج، پرداخت و اوج اطاعت خویش از فرماندهان را نشان داد. او 
باور داشت که اطاعت از فرماندهان اطاعت از ولی امر و در نتیجه گوش سپاری به امر ولی 
عصر (عج ) می‌باشد.<br>
توجه به خانواده‌های محترم شهدا و تلاش و در دلجویی و تسلی خاطر آنان از برنامه‌های 
همیشگی او بود. هنگامی که مرخصی می آمد،‌ ابتدا به گلزار شهدا و سپس به منازل 
شهیدان می‌رفت و بدین طریق، یاد شهدا و همسنگران عزیزش را در دل و جان، مستدام می‌داشت. 
اخلاص او در کار و عبادت زبانزد شده بود، از هیچ چیز به جز خدا نمی ترسید؛‌ اگر ذره‌ای 
ترس در وجود او راه یافته بود، هرگز نمی‌توانست در زیر باران گلوله بعثی، شبها را 
بیرون سنگر، به عبادت بپردازد و همان‌جا را بستر آرامش خویش قرار دهد،‌ این کار 
بارها از او سر زده بود چرا که اطمینان قلبی به خداوند داشت و به چیزی جز او نمی 
اندیشید، به شهادت دوستان و همسنگرانش به هیچ چیزی تعلق خاطر نیافته بود و تمامی 
امور دنیوی را پشت پا زده بود.</p>


</div>