﻿<div style="margin-top:310px; width:260px; background-color:#f7f7f9; height:220px; overflow-y:scroll; opacity:0.8;" class="round tahoma9">
بسم الله الرحمن الرحيم<br>
ان الله اشتري من المومنين باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه.<br>
<br>
در اين لحظات حساس كه لشكريان اسلام، مي‌روند تا با دادن جان خويش از آرمان‌هاي 
الهي و ميهني خود پاسداري كنند، وصيت نامه خويش را آغاز مي كنم. شب هنگام است؛ در 
ميعادگاه عاشقان حسين، همه در حال وداعند، اين آخرين ديدار است؛ كوله بر دوش و 
آماده رزم، منتظر طلوع فجر ... در دست بسيجيان، اسلحه بر زمين افتاده شهدايمان است 
و در دل‌هاشان نور ايمان، مي‌توان نور خدا را بر جبين‌هاشان ديد ... اين خيل مشتاق، 
گويي به سراغ معشوق خود مي‌روند، اين گونه كه آرام و قرار ندارند...<br>
گاهي اوقات فكر مي‌كنم كه بايد روزي هزاران هزار بار، شكر الهي را به جاي آورد كه 
در چنين موقعيتي زنده هستم و مي‌توانم در راه حق جهاد كنم و جان ناقابل خود را – كه 
امانتي بيش نيست – در راه قرآن و اسلام فدا نمايم.<br>
اي جوانان عزيز! اي امت قهرمان! <br>
فرصت‌ها را غنيمت بشماريد و راه شهداي عزيز را ادامه دهيد كه تنها مايه عزت ما، 
همين جهاد در راه خداست. مبادا كه دست از امام دست برداريد؛ او بود كه اسلام را 
نجات داد .<br>
و شما اي پدر و مادر عزيزم!<br>
بدانيد كه من آگاهانه به اين راه، قدم گذاشتم و مي‌خواهم – اگر خدا قبول كند – 
همچون حضرت علي اكبر (ع) در كربلاي ايران، خونم ريخته شود ... اگر خداوند، توفيق 
شهادت را نصيبم كرد، شما صبور و بردبار باشيد كه خداوند صابران را دوست دارد؛ و 
خداي را شاكر باشيد،كه امانت الهي را باز پس داده ايد.<br>
و شما برادران و خواهرانم!<br>
اميدوارم كه شما نيز هميشه موفق و مويد بوده باشيد و راهي را برويد كه رضاي خداوند 
در آن است.<br>
التماس دعا<br>
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته <br>
مهدي ناصري ۲۰/۱۲/۱۳۶۳<br>
</div>